السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

156

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

ما در اينجا آياتى را كه اين افراد به منظور و هدف خويش با آن‌ها استدلال نموده‌اند ، مىآوريم و طرز استدلال آنان را ذكر نموده ، بىاساس بودن آن را ثابت مىكنيم . اينك در اين فصل به يكى از آن آيات توجه فرماييد : وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها وَ ما نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً . « 1 » هيچ‌چيز مانع ما نبود كه اين معجزات درخواستى ( درخواستى بهانه‌جويانه ) را بفرستيم جز ( 1 ) - اين كه [ اين گونه ] آن را تكذيب كردند [ از جمله ] ما به قوم ثمود ناقه داديم ، [ معجزه‌اى ] كه روشنگر بود اما بر آن ستم كردند [ و ناقه را كشتند ] . ما معجزات را براى بيم دادن [ و اتمام حجت ] مىفرستيم . اين‌ها مىگويند : از اين آيه چنين استفاده مىشود كه پيامبر اسلام جز قرآن معجزهء ديگرى نداشته است و علت اين كه خداوند معجزاتى جز قرآن به وى نداد ، اين است كه ملت‌هاى گذشته معجزاتى را كه براى آنان فرستاده مىشد ، تكذيب مىنمودند و زير بار آن‌ها نمىرفتند . پاسخ : اين آيه صدور معجزه را از رسول خدا به طور كلى نفى نمىكند و نمىخواهد بگويد كه : هيچ معجزه‌اى به دست وى ظاهر نگرديده بلكه مفهوم آيه شريفه اين است كه پيامبر به پيشنهادات مشركان دربارهء معجزه جواب مثبت نداد و طبق دلخواه آنان ، معجزه نياورد . به عبارت ديگر : اين آيه تنها آن گروه از معجزات را انكار مىكند كه مشركان به هواى نفس و دلخواه خويش معجزه‌اى از رسول خدا درخواست مىنمودند و از اين درخواست جز ايذا و مسخره هدفى نداشتند . اين آيه تنها وقوع اين گروه از معجزات را كه آن‌ها را « معجزات اقتراحى » مىنامند ، انكار مىكند نه همهء معجزات را و ما از خود آيه براى اين مطلب شواهدى داريم : 1 - واژه « آيات » جمع « آيه » به معناى علامت مىباشد كه در اين آيه مورد بحث ، با « الف و لام » آمده است و در اين « الف و لام » به طور كلى سه احتمال وجود دارد : الف و لام در كلمه « الآيات » يا « الف و لام جنسى » است ، در اين صورت معناى آيه چنين خواهد بود كه خداوند هيچ معجزه و هيچ دليلى كه مىتواند ، راست‌گويى پيامبر ( ص ) را ثابت كند ، به پيامبر نداده است . بنابراين احتمال ، فرستادن پيامبر ، بيهوده و بىفايده خواهد بود ، چون پيامبرى كه گواه و دليلى بر ادعاى خويش ندارد ، عقلا قابل تصديق نمىباشد .

--> ( 1 ) اسراء / 59 .